ابزار رایگان وبلاگ

شأن نزول آیات و سور
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 | 22:24 | نویسنده : بهروز



تاريخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 | 9:12 | نویسنده : بهروز

در برابر هر سلاحى، سلاح مشابهى

وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّهِ ما لا يَرْجُونَ وَ كانَ اللّهُ عَليماً حَكيماً

و در راه تعقيب دشمن، (هرگز) سست نشويد! (زيرا) اگر شما درد و رنج مى بينيد، آنها نيز همانند شما درد و رنج مى بينند; ولى شما اميدى از خدا داريد كه آنها ندارند; وخداوند، دانا و حكيم است.

از «ابن عباس» و بعضى ديگر از مفسران چنين نقل شده: پس از حوادث دردناك جنگ «اُحد» پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)بر فراز كوه اُحد رفت، «ابوسفيان» نيز بر كوه اُحد قرار گرفت و با لحنى فاتحانه فرياد زد: «اى محمّد! يك روز ما پيروز شديم و روز ديگر شما» (يعنى اين پيروزى ما در برابر شكستى كه در بدر داشتيم).

پيامبر(صلى الله عليه وآله) به مسلمانان فرمود: فوراً پاسخ او را بگوئيد (گويا مى خواهد به ابوسفيان اثبات كند كه پرورش يافتگان مكتب من همه آگاهى لازم را دارند) مسلمانان گفتند:

«هرگز وضع ما با شما يكسان نيست شهيدان ما در بهشتند و كشتگان شما در دوزخ».

«ابوسفيان» فرياد زد و اين جمله را به صورت يك شعار افتخار آميز گفت:

اِنَّ لَنَا الْعُزّى وَ لا عُزّى لَكُمْ: «ما داراى بت بزرگ عزّى هستيم و شما نداريد».

پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: شما هم در برابر شعار آنها بگوئيد:...



اَللّهُ مَوْلينا وَ لا مَوْلى لَكُمْ: «سرپرست و تكيه گاه ما خدا است و شما سرپرست و تكيه گاهى نداريد».

«ابوسفيان» كه خود را در مقابل اين شعار زنده اسلامى ناتوان مى ديد، دست از بت «عزّى» برداشت و به دامن بت «هبل» در آويخت و فرياد زد:

أُعْلُ هُبَلَ!: «سربلند باد هبل»!

پيامبر(صلى الله عليه وآله) دستور داد اين شعار جاهلى را نيز با شعارى نيرومندتر و محكم تر پاسخ دهند و بگويند:

اَللّهُ أَعْلى وَ أَجَلُّ!: «خداوند برتر و بالاتر است».

«ابوسفيان» كه از اين شعارهاى گوناگون خود بهره اى نگرفت فرياد زد: ميعادگاه ما سرزمين بدر صغرى است.

مسلمانان از ميدان جنگ با زخم ها و جراحات فراوان بازگشتند، در حالى كه از حوادث دردناك اُحد سخت ناراحت بودند، در اين هنگام آيه بالا نازل شد و به آنها هشدار داد كه در تعقيب مشركان كوتاهى نكنند و از اين حوادث دردناك ناراحت نشوند.

مسلمانان با همان حال، به تعقيب دشمن برخاستند و هنگامى كه خبر به مشركان رسيد با سرعت از منطقه دور شدند و به «مكّه» بازگشتند.(1)

* * *

اين شأن نزول به ما مى آموزد كه: مسلمانان نبايد هيچ يك از تاكتيك هاى دشمن را از نظر دور بدارند، و در برابر هر وسيله مبارزه، اعم از مبارزه «جسمى» و «روانى» وسيله اى محكم تر و كوبنده تر فراهم سازند، در برابر منطق دشمنان، منطق هاى نيرومندتر، و در برابر سلاح هاى آنها سلاح هاى برتر، و حتى در برابر شعارهاى آنها شعارهاى كوبنده تر فراهم سازند و گرنه حوادث به نفع دشمن رقم خواهد خورد.

بنابراين، در عصرى همچون عصر ما بايد به جاى تأسف خوردن در برابر حوادث دردناك و مفاسد وحشتناكى كه مسلمانان را از هر سو احاطه كرده به طور فعالانه دست به كار شد، در برابر كتاب ها و مطبوعات ناسالم، كتب و مطبوعات سالم فراهم كرد.

در مقابل وسائل تبليغاتى مجهز دشمنان از مجهزترين وسائل تبليغاتى روز استفاده نمود.

در مقابل مراكز ناسالم، وسائل تفريح سالم براى جوانان خود فراهم ساخت.

و در مقابل طرح ها، تزها و دكترين هائى كه مكتب هاى مختلف سياسى، اقتصادى و اجتماعى ارائه مى دهند، طرح هاى جامع اسلامى را به شكل روز در اختيار همگان قرار داد.

تنها با استفاده از اين روش است كه مى توان موجوديت خود را حفظ كرده و به صورت يك گروه پيشرو در جهان در آمد.(2)


1. «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث; «بحار الانوار»، ج 20، ص 23 و 44 ; «تفسير تبيان»، ج 3، ص314; «جامع البيان»، ج 4، ص140 و ج 5، ص357.

2. اين بيانات مربوط به زمانى است كه هيچ روشنى در افق انقلاب اسلامى به چشم نمى خورد، كشور مملوّ از فساد بود و همه چيز در اختيار اهريمن.

نور ايمان در قلب عده اى سو سو مى زد و عده اى در زندان هاى رژيم دژخيم گرفتار بودند، اما اميدى نبود كه چنين انفجارى از نور به وقوع پيوندد، ولى كم كم يك حالت بيدارى و هشيارى به چشم خورد، اما نه در اين حدّ كه بتوان انقلاب كرد، اهريمن را فرار داد كه نور جمهورى اسلامى جاى آن ظلمات و تاريكى ها را بگيرد و آن امكانات در راه هدايت و تعالى كشور اهل بيت(عليهم السلام) قرار داده شود ـ مصحّح و ويرايشگرـ   اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِيْن..


برچسب‌ها: شان نزول, ولاتهنوا, تعقیب دشمن, سلاح, ابوسفیان

تاريخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 | 9:6 | نویسنده : بهروز

هجرت ؛ راه برون رفت از زشتی ها

 

شأن نزول آیه های ۵۶ و ۵۷ سوره عنکبوت

سرانجام پس از انتظار طولانی ، هجرت مسلمانان آغاز شد؛ هجرتی که پیامبر وعده  داده بود و همه برای فرا رسیدن آن لحظه شماری می کردند. مسلمانان بی پناه در فشار ، بیش از همه خوشحال بودند و به هم تبریک می گفتند. پس از هجرت پیامبر، مسلمانان گروه گروه خود را به مدینه رساندند و به پیامبر(ص) پیوستند، ولی عده ای که اسیر قوم و قبیله ، خانه و کاشانه شان بودند، نتوانستند از دل بستگی به زن و فرزند و  دنیا چشم بپوشند. بنابر این ، از تصمیم گیری باز ماندند . یکی از بهانه های آنان این بود که ما می ترسیم از دیار خود بیرون رویم و به سبب جنگ با دشمن و یا گرسنگی  بمیریم. گذشته از این مصیبت دوری از بستگان و شهر و دیار خود را چه کنیم؟ آنان  از درک این موضوع غافل بودند که هرگاه ایمان که تمام هستی معنوی یک مسلمان  است ، در خطر حمله و نابودی قرار گیرد، برای گریز از این وضعیت و حفظ ایمان  و دینداری ، جز هجرت از سرزمین زشتی ها به دیاری امن ، راه دیگری باقی نمی ماند.

در این جا آیه های ۵۶ و ۵۷ سوره عنکبوت نازل شد و به آنان دستور داد که از آن سرزمین هجرت کنند و به نگرانی فراهم شدن رزق و روزی که مانع هجرت می شود، توجه نکنند؛ چون جنبندگان از خوان نعمت الهی بهره می برند و نباید غم و  اندوه به خود راه دهند. خداوند همچنین توصیه می کند که از مرگ در غربت نهراسند.

 بدیهی است مردان در دیار شرک دردناکتر است ، ولی مرگ، پایان زندگی نیست،  بلکه آغاز یک زندگی جدید خواهد بود:

ای بندگان من که ایمان آورده اید، زمین من وسیع است . تنها مرا بپرستید (و تسلیم در برابر فشارهای دشمنان نشوید ) ﴿ ۵۶

هر انسانی مرگ را می چشد، سپس به سوی ما باز می گردد . ﴿۵۷ ﴾.


برچسب‌ها: شاه نزول, آیه 56 سوره عنکبوت, آیه 57 سوره عنکبوت, هجرت

تاريخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 | 8:56 | نویسنده : بهروز

حكم شكار با سگ و باز شكارى

يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُوا مِمّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَريعُ الْحِسابِ

از تو سؤال مى كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده; و (نيز) صيد حيوانات شكارى و سگ هاى تربيت يافته كه ازآنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده ايد، پس از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى كنند و) نگاه مى دارند، بخوريد; و نام خدا را بر آن ببريد; و از (معصيت) خدابپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است»!

درباره آيه فوق شأن نزول هائى ذكر كرده اند كه مناسب تر از همه اين است: «زَيْد الخير» و «عدىّ بن حاتم» كه دو نفر از ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله) بودند، خدمتش رسيده، عرض كردند: ما جمعيتى هستيم كه با سگ ها و بازهاى شكارى صيد مى كنيم، سگ هاى شكارى ما حيوانات وحشى حلال گوشت را مى گيرند، بعضى از آنها زنده به دست ما مى رسد، آن را سر مى بريم، ولى بعضى از آنها به وسيله سگ ها كشته مى شوند، و ما فرصت ذبح آنها را پيدا نمى كنيم و با اين كه مى دانيم خدا گوشت مردار را بر ما حرام كرده، تكليف ما چيست؟ آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.(1)


1. «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث; «تفسير قرطبى»، ج 3، ذيل آيه مورد بحث; «اسباب نزول الآيات» واحدى نيشابورى، ص128; «زاد المسير»، ج 2، ص241.
 


برچسب‌ها: شان نزول, آیه 4 سوره مائده, شگ شکاری, باز, حکم شکار

ادامه مطلب
  • شاپینگا
  • آی ایی اس پی
  • حدیث موضوعی